
خلاصه ای روزگار خنجرت و به ما زدی
ولی من با این غزل میگم که اشتباه زدی
حالا با اشک خون به چشم این و واست می خونم
الاهی دستت بشکن که خنجرت خورد به جونم![]()
این شاید آخرین حرف من باشه
شایدم نه
+ نوشته شده توسط شبگرد در سه شنبه 1385/08/30 و ساعت
6:11 بعد از ظهر |

