تبليغاتX
اونی که میخواستم تو غبارا گم شد.... - موقعه’ رفتن رسیده

از نگاهت خوندم عزیزم

نمخوای پیشت بمونم

این و یادت باشه عشقم

زدی تو تیشه به ریشه ام

میرم آهسته و نم نم

تا صدا پاهام نیادش

میرم از خونهء قلبت

تا که خواموشه چراغش

یه روزی گفتی بهم تو

نذار هیچ وقت منو تنها

نباشی دنیام سیاست

من میشم بیکس و تنها

خودت هی بهم میگفتی

تویی تنها مهربونم

دنیا ارزشی نداره

جون تو بسته به جونم

نمی دونم چی بگم من

موقعهء رفتن رسیده

این و تو بدون عزیزم

مرغت از قفس پریده

احمد آرایش

sonil

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1384/11/24 و ساعت 6:48 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM