اون روزها که ابر چشمات از غم و غصه می بارید
دلت دیگه خسته بود از این زمونه می نالید
گرفتم دستای تو رو رفیق تنهایت شدم
حتی گذشتم از خودم موندم و تکیه گاهت شدم
اما جواب کارامُ با رفتم خودت دادی
رفتی شکستی دلمُ جواب خوبی رو دادی
برو خیالت نباشه بدون که تنها نمیشم
بدون که با رفتن تو با غصه همدم نمیشم
فکر نکنم که مثل تو هیچکسی بی وفا بشه
نمک رو زخمهای دلم بریزه و خوشحال بشه
حتی اگه بشکنه دل دیگه سراغت نمی یام
لعنت به من اگه یه روز بخوام که دنبالت بیام
<< احمد آرایش >>

