تبليغاتX
اونی که میخواستم تو غبارا گم شد....

از نگاهت خوندم عزیزم

نمخوای پیشت بمونم

این و یادت باشه عشقم

زدی تو تیشه به ریشه ام

میرم آهسته و نم نم

تا صدا پاهام نیادش

میرم از خونهء قلبت

تا که خواموشه چراغش

یه روزی گفتی بهم تو

نذار هیچ وقت منو تنها

نباشی دنیام سیاست

من میشم بیکس و تنها

خودت هی بهم میگفتی

تویی تنها مهربونم

دنیا ارزشی نداره

جون تو بسته به جونم

نمی دونم چی بگم من

موقعهء رفتن رسیده

این و تو بدون عزیزم

مرغت از قفس پریده

احمد آرایش

sonil

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1384/11/24 و ساعت 6:48 بعد از ظهر |

روی صندلیت کناره پنجره

تنها چیزی که جات نشسته غباره

چشمای عروسکت خیره شده

به قاب عکست که هنوز رو دیواره

تیک تیکه ساعت دیواری میاد

که داره ثانیه ها رو میشمره

دقایق های تلخی که پر از غمه

روز رفتنت رو یادم میاره

رفتی و آهنگ صدام غمناکه

طناب خوشبختیم شد پاره

دل من جز با بی کسی سر کردن

به خدا براش نمونده چاره

از پنجره هنوز نگاهم به دره

که تو بر گردی به خونه دوباره

هوا سرده، بارون نم نم ميباره

اما قلب من هنوز منتظره

 

*احمد آرايش

+ نوشته شده توسط شبگرد در شنبه 1384/11/15 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM