تبليغاتX
اونی که میخواستم تو غبارا گم شد....

Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

تو این زمونه ء غلط 

 در دل و به کی بگم

از کی گلایه بکنم

از چی بگم،از کی بگم

با شماهام بزرگترا

شما که تعنه می زنین

شما که با زخم زبون

دائم کنایه می زنین

چرا نمی ذارین که ما

با هم بمونیم همیشه

مگه شما نمی دونین

بی هم می میریم ، نمی شه

به هر بهونه ای می خواین

جدا کنین ما رو ز هم

کاشکی خدا لطفی کنه

برسونه مارو به هم

صدای عشق، لالاییه

عشق ما هم الهیه

می خواد به هر دینی باشیم

این حکمت الهیه

دلم می خواد داد بزنم

بگم که من دوستش دارم

دلم می خواد که دستامو

تو دستای اون بذارم

(از احمدآرایش)

+ نوشته شده توسط شبگرد در شنبه 1384/08/28 و ساعت 6:57 بعد از ظهر |

آروم بخواب عروسکم

خزون یه روز تموم میشه

رنگ سیاه سر نوشت

آبی آسمون میشه

پشت کدوم، لبخند خود

پنهون می کردی غم تو

بازی تلخ سرنوشت

در آورده هق هق تو

چشماتو آهسته ببند

غصه ها تو بسپر به باد

تلخیهاش و بریز کنار

شادی هاش و نبر ز یاد

ناله نکن،اشکی نریز

زندگی تنها دو روزه

شروع کنی با غصه هاش

آدم تا آخر می سوزه

یادت بمونه عاشق شدن

یه دل دیونه می خواد

حتی اگه بشکن دل

آدم صداش در نمی یاد

(از احمد آرایش)

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در چهارشنبه 1384/08/25 و ساعت 12:20 بعد از ظهر |

عزیزکم گریه نکن

عاشقی سخته به خدا

غصه نخور تا وقتی که

خدا رو داری اون بالا

زخم زبون و تعنه ها

بازیه روزگار ماست

کنایه های پشت هم

همش از رو حسادتاست

از رو لب بسته خود

قفل سکوت و وا بکن

هم نفس ثانیه ها

اسمشو هی صدا بکن

عاشقی یعنی دلهره

هزار و صدتا خاطره

از همه بازی های عشق

از شادی هایی که داره

نشین یه گوشه تنهایی

گریه نکن به هر دلیل

اون که گرفت،خندهاتو

زودی میشه خارو زلیل

(از احمد آرایش)

+ نوشته شده توسط شبگرد در یکشنبه 1384/08/15 و ساعت 12:13 بعد از ظهر |

                          

               

                               

                           کلاغ پیر غصه ها

                     بده خبر به یار من

                             بگو که سرنوشت نذاشت

                     تا اون بشه قسمت من

بگو که من دارم میرم

از شهر و از دیار اون

پشت سرم گریه نکن

      الاهی شادی بشه نصیب اون

پیغوم بده به یار من

بگو که هر جا که باشم

یادش همیشه با منه

عشقی نمیشه باورم

بهش بگو غنچهء سرخ

اونو، یاد من میاره

حتی از این جدا شدن

آسمونم گله داره

بهش بگو بدون اون

غریبهای تنها میشم

توی سوکوت لحظه هام

حق حق گریه هام میشم

بگو که هر جدا شدن

واسهء خودش یه مردنه

جدایی از اون ،واسه من

آخره خط بودنه

 

( از  احمد آرایش)

آره منم یکی از همین غریبه هام.غریبه ای که تو هر نفسش هزار آه وجود داره.

همش مگن بنویس از خودت چی بنویسم صحبتهای یه عاشق رو همه می دونن.

همه می دونن از خدا چی می خواد.

همه می دونن.

من هر چی که بخوام بگم به صورت شعر در میارم،شاید بعضی ها خوششون نیاد از ان جور متن ها

اما چه کنم.

همتون منو ببخشید.

غریبهء تنها

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1384/08/12 و ساعت 9:4 بعد از ظهر |

رویای من توئی

+ نوشته شده توسط شبگرد در سه شنبه 1384/08/03 و ساعت 8:37 بعد از ظهر |

 

 
تقدیم به عشقم
+ نوشته شده توسط شبگرد در سه شنبه 1384/08/03 و ساعت 8:35 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM