
تو انتظار دیدنت
توی سردی سراب
منم اون خونه بدوش
پیش روم یه برکه آب
اما حقیقتی نداشت
اون سراب روبه روم
رفتی و با رفتنت
غصمون شدش تموم
آره، حرفی دیگه نیست
توی قلبم خسته ام
آرزویی نداره
این دل شکسته ام
عشق تو توی دلم
دیگه جایی نداره
این ومن به کی بگم
غم تو دلم خونه داره
با هر کی دردو دل کنم
می شه اسیر سحراها
سر به بیابون می زاره
مثل دل سادهء ما
(از خودم)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا ببین این دو چشم پر آبم
ببین این دو چشم نرفته به خوابم
در این ظلمت شب در این بی قراری
نصیبم نکردی بجز آه وزاری
چرا سر نوشتم ز غم زادهای
چرا قلب عاشق به من داده ای
سخنهای ناگفتهء من خدایا
در این سینهء خسته تا کی بماند
خدایا صبوری دل را طبیبم
چگونه نبیند چگونه نداند
تو با من سر مهربونی نداری
تو با من برنجون من کینه داری
من از دست تو سر به مستی سپارم
دیگه طاقت این همه غم ندارم
s:s


