تبليغاتX
اونی که میخواستم تو غبارا گم شد....

میمیرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در چهارشنبه 1388/04/03 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |

*سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن .

 *عشق کلید شهر قلبهاست به شرط آنکه : قفل دلت هرز نباشه تا با هر کلیدی باز بشه !!!!!

*يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست .

+ نوشته شده توسط شبگرد در یکشنبه 1386/12/05 و ساعت 6:1 بعد از ظهر |

شما که دم از عشق و معرفت و وفاداری میزنین،آره با شما هستم!

چرا یه کمی فکرتون رو بکار نمی گیرین؟

خوب اگه بندهء خدا دوست داشت به آسونی که رهات نم کرد،اتفاقی که میتونست واست خیلی گرونتر

رخ بده رو خدا جلوش گرفت.بعدش به جای تشکر میای یه چیزی تلبکاری.

از قدیم گفتن خدایا به خاطر داده ها و نداده هات شکر!!!!!!!!

چون داده هات نعمت و نداده هات رحمت.

پس بیا شکر کنیم بابت  همه چیز وقدر جونیمون رو بدونیم و نزاریم پای هر عشق نافرجامی به تباهی کشیده بشه.

منه  شبگرد، هم روزی به همین افکار پناه بردم اما  به هیچ جاهی جز ناامیدی نرسیدم.

به یادتون باشه اونکه دندون داد نونم میده.

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1386/11/01 و ساعت 6:26 بعد از ظهر |

آغوش گشا زمین که آلودهء دردم

مطرب بنواز که از خوشیها تردم

ساقی بده می که صبر نماندست ما را

بنویس و بدان که غم زیاد است ما را

عمریست که از آتش عشق میسوزم

از دوری یار چشم به فلک می دوزم

مارا چه شود توان این اندوه نیست

فرهاد شدیم حال چه سود کوهی نیست

از کردهء خو د هر روز ما گریانیم

عاشقی وفا خواهد ما نتوانیم

یارب تو گره گشای هر کار هستی

زین  قفل بگشا، یا رسان تو بر ما مستی

 

                                            تقدیم  شما دو ستان

                               از   احمد آرایش

+ نوشته شده توسط شبگرد در سه شنبه 1386/07/03 و ساعت 11:54 قبل از ظهر |


چقدر زیباست کسی اشکهات نبینه،مثله آسمون که از ندیدن ستاره هاش اشک میریزه

تو هم آهسته ببار.

دلم می خواد همیشه بارون بباره! تا هیچکس اشکهام رو نبینه.

دلم نمی خواد هیچکس  بفهمه منم  عاشق بودم،عاشقی تنها و دل شکسته.

دلم نمی خواد  هر رهگزری به خاطره اشکهام واسم دل بسوزونه.

پس  آسمون ببار که محتاج باریدن اشکهای توام.

01-Dooset Daram

این آهنگم تقدیم تو به شبگری

+ نوشته شده توسط شبگرد در جمعه 1386/06/30 و ساعت 7:57 بعد از ظهر |

میدونم برات عجیبه،این همه اسرارو خواهش

اینهمه خواستن دستات، بدون حتی نوازش

میدونم که خنده داره،واسه تو تعمهء دردم

میگذری از من و میری،اما باز من برمیگردم

میدونم برات عجیبه،من با این همه غرورم

پیشه همهء بدی هات،چه جوری بازم صبورم

میدونم واست سوال،که چرا پیشت حقیرم

دور میشی من و نبینی، بازسراغت و میگیرم

میدونی چرا همیشه،من بدهکار تو میشم

وقتی نیستی ام یه جوری،با خیالت رازی میشم

میدونی واسه چی از تو، بد میبینم و می خند م

تا نبینی گریه هام و، من دو چشمام ومی بندم

چاره ای جز این ندارم،آخه خون شدی تو رگهام

میمیرم اگه نباشی،بی تو من بد جوری تنهام

میدونم یه روز میفهمی، روزی که دنیا رو گشتی

من چه جور تو رو میخواستم،تو چه جور ازم گذشتی

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1386/06/08 و ساعت 11:26 قبل از ظهر |

 

http://www.4ir.ir/clip/24/

دیگه تموم شد

هرچی بود

+ نوشته شده توسط شبگرد در جمعه 1386/04/01 و ساعت 5:59 بعد از ظهر |

من میرم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه

تو خودت خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم

اگه تو نباشی میمیرم

+ نوشته شده توسط شبگرد در چهارشنبه 1386/03/16 و ساعت 11:22 قبل از ظهر |

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست

تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

 عاشقي مقدورهر عياش نيست

غم کشيدن صنعت نقاش نيست

+ نوشته شده توسط شبگرد در شنبه 1386/01/11 و ساعت 1:13 بعد از ظهر |

در واپسین لحظات، در لحظهء آخر،به یادم باش

من که بیادتم

نمیگم عاشق سین چاکتم اما میگم امیدم تنها تو هستی!میدونم همچین آدم صادقی نیستم

اما یه کوچولو  به  فکرمون باش.

به توافع کعبه رفتم،به حرم رهم ندادن

که برون در چه کردی ،که خاهی داخل آیی

؟/؟/؟

sonil

 
 
 
+ نوشته شده توسط شبگرد در یکشنبه 1385/12/13 و ساعت 8:3 بعد از ظهر |

 

 

 

 

     Farzad Farzin - Sharareh - 1383

Artist :  Farzad Farzin             Album Title :  Sharareh                Year :  1383                                Format :   128 MP3                   Copy right : www.Best.ir.com

 

  Song

Download Size ( MB )

 01 - Sharareh

4.6

 02 - Tolo

3.5

 03 - Sali

4.5

 04 - Setareh

3.6

 05 - Shahreh Man

3.3

 06 - Man O To

5.0

 07 - Ghased

4.5

 08 - Mashoghe Siyah

4.5

 09 - Shalizar

4.5

 10 - Remix

2.3

 

http://www.4ir.ir/clip/21/

http://www.4ir.ir/clip/22/

http://www.4ir.ir/clip/23///

http://www.4ir.ir/clip/25/

http://www.4ir.ir/clip/26/

http://www.4ir.ir/clip/30/

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1385/10/07 و ساعت 5:54 بعد از ظهر |

اگرهم خون من نیستی،برادر گونه ای دوست

در این شبهای تهاهایی،تو مهتاب گونه ای ای دوست

در این ظلمت در این ویرونی دلها

بگیر دستم فتادم از نفس ای دوست

صدایم کن، راهایم کن،من زندانی غم را

تویی فریاد رس آخر، به فریادم برس ای دوست

در این دریای ماتم ساحلی چشمم نمی بیند

تو ساحل گونه ای رویت نشانم ده ای دوست

نرنج از من که خسته تر ز هر روزم

در این دنیای نامردی تو امیدم بمان ای دوست

همی خوانم برایت ای  رفیق و ای برادر جان

بخواهی جان دهم،جانم ستان ای دوست

                                     

                                                                  احمد  آرایش

                                                                sonil

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1385/10/04 و ساعت 5:31 بعد از ظهر |
اگه عشق منی،چرا با دیگرونی
می خوای بری برو،چرا دل میسوزونی
ولی یه روز میاد که دیگه خیلی دیره
یکی دیگه تو قلبم جای تو رو میگیره
چرا؟
+ نوشته شده توسط شبگرد در جمعه 1385/09/10 و ساعت 9:47 قبل از ظهر |

خلاصه ای روزگار خنجرت و به ما زدی

ولی من با این غزل میگم که اشتباه زدی

حالا با اشک خون به چشم این و واست می خونم

الاهی دستت بشکن که خنجرت خورد به جونم

 

این شاید آخرین حرف من باشه

شایدم نه

+ نوشته شده توسط شبگرد در سه شنبه 1385/08/30 و ساعت 6:11 بعد از ظهر |

وقتی هردفعه میگی چقدر کلامت پرغمه

شادیهای دلت کجاست لبخند لبهات چه کمه

نمی دونم جوابت رو با چه زبون بهت بگم

میگم دلم خودغمه همه وجودم ماتمه

شاهد بودی زمونه زد خنجرش رو به پشت من

عشقم آخر وفا نکرد پرید ازاین سینهء من

نه دوست نه هم نفسی نه شادی هست کنار من

بارون غصه میباره دائم ازاین شعرای من

گله ز بی وفایی نیست گله ازاین تنهاییه

بی کس تو غربت بودن و دستای سرد و خالیه

دیوونه تر میشه دلم وقتی که میشنوه میگن

صدات به گوش آدما تنها فقط لالاییه

قربون اون چشات برم من که هنوزمال توام

اگه نگاهم پر غمه تغصیر این دل منه

دردای ز خونه یه طرف غربتم ازسوی دیگه

رفتن و ازدست دادنت هم غمش همیشه با منه

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1385/08/04 و ساعت 8:59 بعد از ظهر |
 

اون روزها که ابر چشمات                 از غم و غصه می بارید

 

دلت دیگه خسته بود                         از این زمونه می نالید

 

گرفتم دستای تو رو                          رفیق تنهایت شدم

 

حتی گذشتم از خودم                         موندم و تکیه گاهت شدم

 

اما جواب کارامُ                              با رفتم خودت دادی

 

رفتی شکستی دلمُ                           جواب خوبی رو دادی 

 

برو خیالت نباشه                            بدون که تنها نمیشم

 

بدون که با رفتن تو                        با غصه همدم نمیشم

 

فکر نکنم که مثل تو                      هیچکسی بی وفا بشه

 

نمک رو زخمهای دلم                    بریزه و خوشحال بشه

 

حتی اگه بشکنه دل                       دیگه سراغت نمی یام

 

لعنت به من اگه یه روز                 بخوام که دنبالت بیام

 

 

 

<< احمد آرایش >>

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در جمعه 1385/05/20 و ساعت 11:1 قبل از ظهر |

نفرین به اون قلب سیاهت

تو که امونم ندادی

خدا سزات و بده زود

تو قلب من عم جا دادی

بلا به روز تو بیاد

تو که خراب کردی منو

بین غریب و آشنا

خار و زلیل کردی منو

الهی خونه دلت

یکی کنه سرت خراب

دردای من یادت بیاد

وقتی نداشتم شبها خواب

غصه امون بهت نده

همدم تو باشه یه عمر

وقتی دروغ گفتی بهم

با توام تا آخر عمر

نفرین به اون  دوتا چشات

چه پر فریب بودن عزیز

چه راحت من ساده رو

از راه بدر کردن تمیز

هر جا می خوای بری برو

دیگه برام خیالی نیست

اما جواب  خوبیها

بدونکه بی وفایی نیست

+ نوشته شده توسط شبگرد در جمعه 1385/02/08 و ساعت 1:16 بعد از ظهر |

قسم به تیر بخت من

تنها تویی یاور من

قسم به اون دوتا چشات

که اشک میریزن واسه من

قسم به قلب عاشقت

که چه ها کرد با دل من

قسم به چشم پاک تو

چهل چراغه واسهء من

قسم به اون پرستوها

که گریه کردن واسه من

میدونم پیشت که نیستم

دلتنگی داری مثل من

یادته عشوه می رفتی

واسه قلب عاشق من

چون که تو خودت میدونی

تویی تنها باور من

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1385/01/07 و ساعت 6:52 بعد از ظهر |

 

کاش تمومه  دلها به سرخی گاهلهای سرخ ، سرخ سرخ بودن

تقدیم به اونکه با تماموجود وبرای همیشه دوستش دارم.

کاش اون این چیزارو می دونست.

هدیه ای از من به اونی که دوسش دارم.

وقتی که رفتی

غربت من

خیلی تنهام

نفرین

کدوم شانس

وقتی نیستی

+ نوشته شده توسط شبگرد در چهارشنبه 1385/01/02 و ساعت 2:47 بعد از ظهر |

از نگاهت خوندم عزیزم

نمخوای پیشت بمونم

این و یادت باشه عشقم

زدی تو تیشه به ریشه ام

میرم آهسته و نم نم

تا صدا پاهام نیادش

میرم از خونهء قلبت

تا که خواموشه چراغش

یه روزی گفتی بهم تو

نذار هیچ وقت منو تنها

نباشی دنیام سیاست

من میشم بیکس و تنها

خودت هی بهم میگفتی

تویی تنها مهربونم

دنیا ارزشی نداره

جون تو بسته به جونم

نمی دونم چی بگم من

موقعهء رفتن رسیده

این و تو بدون عزیزم

مرغت از قفس پریده

احمد آرایش

sonil

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1384/11/24 و ساعت 6:48 بعد از ظهر |

روی صندلیت کناره پنجره

تنها چیزی که جات نشسته غباره

چشمای عروسکت خیره شده

به قاب عکست که هنوز رو دیواره

تیک تیکه ساعت دیواری میاد

که داره ثانیه ها رو میشمره

دقایق های تلخی که پر از غمه

روز رفتنت رو یادم میاره

رفتی و آهنگ صدام غمناکه

طناب خوشبختیم شد پاره

دل من جز با بی کسی سر کردن

به خدا براش نمونده چاره

از پنجره هنوز نگاهم به دره

که تو بر گردی به خونه دوباره

هوا سرده، بارون نم نم ميباره

اما قلب من هنوز منتظره

 

*احمد آرايش

+ نوشته شده توسط شبگرد در شنبه 1384/11/15 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |

رفتی و از غمت آینه شکست

پرستوي مسافرم بالشو بست

تك سوارجادهها خسته شد

تير غم به قلب عاشقم نشست

بعد تو ديگه حقيقت نداره

خندهاي كه هست هميشه رو لبم

تو وجودم داره آتيش ميگيره

اي عزيز چرا نكردي باورم

بي تو آسمون سياه شد سر ما

ديگه خورشيد واسمون نمي خونه

شبها رو با بيكسي سر ميكنم

ياد تو بغز سكوت وميشكنه

ديگه حتي موندنم سخت برام

ميخوام تا به آسمون پر بكشم

برم از خدا فقط تو رو بخوام

اگه نداد  بشينم نازش بكشم

(از احمد آرايش)

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در شنبه 1384/10/24 و ساعت 10:36 قبل از ظهر |

myspace

عمری چشم براه عشقی

نشستم گوشه ای تنها

چهرام ز غصه زرد بود

خدا قهر بود انگار با ما

تا که یک روز یه نسیمی

عطرت و پر کرد تو خونه

به خودم گفتم تو اونی

اونیکه یه عمر میمونه

انگار امد یه صدایی

یکی گفت که با وفایی

واسهء این تنه خستم

انگار تو یه تکیه گاهی

شدی افسون گر قلبم

یه دری به آرزوهام

تو با من بمون عزیزم

تا حقیقت بشه رویام

از شوق دیدن تو

شمعدونیها چشم انتظارن

گاهای یاس تو گلدون

مثل من دائم بی قرارن

الهی که زنده باشی

باشی و بی عشق نباشی

توی فصل سرد قصه

رفیق نیمه راه نباشی

 از احمد آرايش

 

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در یکشنبه 1384/10/18 و ساعت 10:43 قبل از ظهر |

منم يه شبگرد خسته

عاشق اما دل شكسته

غم تو آهنگ صدامه

شادي بروم درهاش وبسته

لبم در حسرت بوسه

يكي كه دلش بسوزه

واسهء اين تنه زخميم

گريه كار شب و روزه

كسي نيست حتي يه لحظه

سر رو شونه هاش بزارم

آشنا بشم با چشماش

پاي عشقش جون ببازم

كسي نيست غصه و غم رو

از رو شونه هام بگيره

خستگيه بي كسي رو

از تنه زخميم بگيره

مي دونم خدايي دارم

كه اونم دل نگرونه

واسهء چشماي ابريم

اسمون هم نگرونه

(از احمد آرايش)

 

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1384/10/12 و ساعت 11:4 قبل از ظهر |

برسر دو راهی عشق

یه دلم میگفت محاله

این صدایی که شنیدی

تنها خوابست و خياله

اما تا چشمات و ديدم

باورم شدش  هموني

انكه آرزوش و داشتم

گفتم تو با من ميموني؟

تو هم گفتي دست ما نيست

اينا  ، كار سر نوشته

قول نميدم بهت ،اما

خدا تغدير و نوشته

گفتي شايد با تو باشم

شايدم ازت جدا شم

گفتم كه الهي هرگز

از تو من جدا نباشم

گفتي دوست دارم بدونم

واسه چي دلنگروني؟

گفتم از غصه و غمهاست

كه نمي خوام تو بدوني

گفتي گر دلها ز كينه

پر شده جايي نمونده

تو بكن دائم محبت

ديگه فرصتي نمونده

(از احمد آرايش)

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در یکشنبه 1384/10/11 و ساعت 10:27 قبل از ظهر |

توی فصل سرد قصه

تو نوید یه بهاری

تویی تکیه گاه قلبم

تو شبهای بی قراری

چی بگم از تو که چشمات

تو خودش یه برقی داره

هر کی به چشات نگاه کرد

جز تو آرزو نداره

سیاهی زلف کمندت

مثل رنگ شب یلداست

هنوزم سرخی لبهات

سر تر از غروب دریاست

عطر مهربونی تو

تو فضای خونه مونده

تو برام دل میسوزوندی

جز تو آرزو نمونده

اگه تو قلب سیاهم

ذره ای مهر و وفا هست

مدییونتم یه عمری

هر چی هست کار خدا هست

پری قصه و رویا

ای تو همنشین گلها

چشم براه تو میشینم

سپیده دمها لب دریا

 (از احمد آرایش)

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در شنبه 1384/10/03 و ساعت 11:33 قبل از ظهر |

ميگن كه عشق مال خداست

ميگن،عشق اصلي بي رياست

ميگن اگه عاشق شديم

بدونيم اون كار خداست

ميگن اگه كسي تو عشق

عهد و شكست ،پاش ننشست

خدا خودش سزاشو داد

زودي به خاك غم نشست

اما نميدونم چرا

خدا سزات و نميده

سزاي بي وفاي تو

عهد شكني تو نميده

شايد به خاطره اينه

هنوز تو رو دوست دارمت

هنوز نمي خوام كه تو رو

خار و زليل ببينمت

انگار دلم منتظره

چشمام خيره به دره

سيلي به گونم ميزنم

يه وقتي خوابم نبره

انگار خدا ميدونه تو

ميشي دوباره مال من

الهي غم بهت نده

اگه مده ،جات بده من

(از احمد آرايش)

+ نوشته شده توسط شبگرد در دوشنبه 1384/09/28 و ساعت 8:8 بعد از ظهر |
 

 

Hosted by Tinypic.com

اشکی نریز پشت سرم

من عاقبت مسا فرم

دلت به من خوش نباشه

تو قصه فصل آخرم

دونه دونه اشک چشمام

باشه پیشت یادگاری

اگه من رفتم از اینجا

این بمونه روزگاری

به خدا تقصیر من نیست

رفتنم دست خودم نیست

مجبورم که جداشم

جز تو هیچکی تو دلم نیست

یه وقتی نشی گرفتار

نیای دل بهم ببندی

یه وقتی نخوای یه جوری

 واسه شادییم بخندی

اونوقت تو با رفتن من

آرزوهات میره بر باد

مشینه غم تو وجودت

میگی تنها شدم ای هاد

واسه اینه که نمی خوام

تو چشات اشک و ببینم

کاش میشد بجای اشکات

من رو گونه هات بمیرم

کاش می شد شعر و ترانم

حک می شد رو آسمونا

کسی چشم براه نمی موند

لب جاده تک و تنها

 

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1384/09/24 و ساعت 8:29 بعد از ظهر |

Image hosted by TinyPic.com                  Image hosted by TinyPic.com            Image hosted by TinyPic.com         

به خاطر اتفاق بدی که برای یکی از  دوستانم افتاده واقعا" دلگیر شدم.از خدا می خوام که اون تو زندگی موفق باشه.

من از همینجا بهش میگم واقعا" متاسفم، آرزو خانم به خاطر این اتفاق بد.

این شعر رو من به آرزو و همهء اونایی که  از طرف یار بی وفایی دیدن تقدیم

میکنم.

   نفرین نکردم بی وفا

      پشت سرت کردم دعا 

        ببین که آخرش چی شد

     دیدی من و کردی رها

الهی که،یه بی وفا

خوشی از قلبت بگیره

دلت پر از غصه بشه

مثل من آتیش بگیره

یکی بیادکه با نگاش

اسیر و رامت بکنه

مثل تو بی وفا باشه

از غصه آبت بکنه

حتی اگه توی دلم

نفرت جوونه نزنه

اما بدون آتیش عشق

شاخه هات و می سوزونه

تا بدونی وفا چیه

رفیق نیمه راه کیه

وقتی که غصه می خوری

بفهمی نفرین کیه

درست که تو این دیار

غیر تو یاری ندارم

اما ابن و بدون که من

واسه خودم خدا دارم

                    (از احمد آرایش)                   

               

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1384/09/10 و ساعت 7:37 بعد از ظهر |

   

امروز حرفهای یک دوست و که در تکه ای کاغذ نوشته بود  خواندم مطالب جالبی رابه یادم آورد،

که از یاد برده بودم .

وقتی اون مطالب رو خوندم احساس کردم که خیلی از مقصدم دور شده ام ، و با خودم فکر کردم که باید با تلاش به مسیر خودم برگردم.

 حرفهائی که روی من تاثیر گذاشت بهتره شما هم بخونید.

****هیچکس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود .

****هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی ، چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود .

**** هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند مگزران.

**** همیشه افرادی هستند که تو را میازارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را ازرده دوباره اعتماد نکنی .

**** از شکست نترس و سعی کن از شکست نکته ای برای پیشرفت پیدا کنی.

**** در زندگی ، انسان باید روی پای خودش بایستد ، آدمی از جائی میافتد که به آن تکیه داده است .

با تشکر از دوست خوبم با این مطلب قشنگشون .

http://www.dokhmali.blogfa.com

***حرفهای آشنا***

غصه مثل کوه سنگ بود

 دلم اما جنس شیشه

آشنا نگو که سنگ هم

 شکسته  میشه با یه تیشه

میگم هیچکی تو دنیا

 قدر اشکامو ندونست

میگی اشکاتو نمی ریخت

 اون که قدرشو میدونست

میگم تو زمونه ما

خنده تاثیری نداره

میگی خنده یه نسیمه

با خودش عشقو میاره

میگم با هرکی نشستم

 آخرش یه بی وفا شد

میگی نسپارتو دلت رو

هرکی با تو آشنا شد

میگم تنها تکیه گاهم

 وجود شیرین یار بود

میگی آدمی فتاده

 از جایی که تکیه گاه بود

میگم آشنا ، تو حرفهات 

انگار تو دلم نشسته

میگی هر کی که عمل کرد

اون کارش خیلی درسته

( احمد آرایش )

 

 

+ نوشته شده توسط شبگرد در پنجشنبه 1384/09/03 و ساعت 9:48 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM